پارادوکس درخواست استعفا و حمایت

دسته: یادداشت
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۵ شهریور ۱۳۹۶
پارادوکس درخواست استعفا و حمایت

به احتمال زیاد، ضرب المثل بسیار رایج « دُم خروس را باور کنم یا قسم روباه را؟» را شنیده اید.

داستان روباهی که خروسی را از دهی دزدید و خروس را در بقچه اش پنهان کرد و در جوابِ سوالات مصرانه سگ نگهبان دهکده، قسم می خورد که خروس را ندیده است، غافل از اینکه دُمِ خروس از بقچها ش بیرون زده بود!… و حالا ما وقتی کسی دروغی می گوید و ادعای صداقت می کند، اما نشانه هایی وجود داردکه حرف او را نقض کند، از این ضرب المثل استفاده می کنیم… .

امروزه به این مفهوم “پارادوکس!” گفته می شود.

از درخواست اعضای سازمان نظام پرستاری و بعضا خانه پرستار مبنی بر استعفا وزیر بهداشت در سال ۹۴، طراحی کاریکاتور ها و تصاویر ممهور به مهر ابطال روی تصاویر وزیر بهداشت، تا به امروز که شاهد چرخش ۱۸۰ درجه ای مواضع سازمان نظام پرستاری و خانه پرستار و … هستیم، پارادوکسی روشن است.

به دنبال بروز مشکلات صنفی ناشی از عدم پذیرش مسئولین سازمان صنفی در سطوح سیاست گذاری، و به دلیل عدم همگرایی جمعی، گروه های ذینفع / بدنه پرستاری تبدیل به گروه های اقلیت شده اند و هر کدام ساز خودشان را می زنند. توجه کنید چند صدا در این صنف شنیده می شود؟ صدایی می گوید آیین نامه اصفهان را رییس سازمان امضا کرده ما حمایت می کنیم، صدایی می گوید مگر رییس سازمان ما را به تجمع دعوت کرده که حال با حرف ایشان منصرف شویم؟ صدایی از اساس با آیین نامه اصفهان مشکل دارد؟ صدایی می گوید خوب است که پرستاری شش ماهه باشد، دیگری می گوید نه ۴ ساله است و آنهایی که سکوت کردند و مبهوت نظاره می کنند. وقتی تصمیم جمعی بر بروز کنش همگانی باشد، کنش این گروه های اقلیت به صورت رفتار جمعی نمایان می شود. که متاسفانه نتیجه ایی جز جنبش های بی هدف، دستاورد دیگری مشاهده نمی شود.

آنچه اخیرا در جامعه پرستاری مشاهده می شود صرفا جنبش هایی است که حتی در خوشبینانه ترین حالت و قدرتمندترین وضعیت، اگر تبدیل به انقلابی شود، نتیجه ایی در پی ندارد چرا که نقص نبود استراتژی، رهبری متفکر و آینده نگر در ساختار تفکر و خط و مشی افراد متصدی در سازمان صنفی مان به روشنی خود نمایی می کند. بدین معنا، که در ابتدای برنامه ریزی برای هر حرکتی از جمله تجمّعات و یا هر گونه حرکتی که به بیان اعتراضات منتهی می شود، هیچ هدف گذاری وجود ندارد. و یا پس از برگزاری و انجام اقدامات هیچ بررسی هدفی صورت نمی پذیرد و یا حین اجرای اقدام، هیچ کدام از مسئولین به صورت رسمی مسئولیت برگزاری تجمع و هدایت تجمّعات را به عهده نمی گیرد.

مکانیسم عملکرد این سازمان صنفی در حال حاضر، با توجه به بافت فکری حاکم بر آن، به صورت فرصت یابی نه از دیدگاه مثبت در جهت منافع پرستاری، بلکه در جهت منافع شخصی از طریق بررسی های غیر رسمی است که می توان گفت در این بعد نیز، پارادوکس در دو زمینه رفتارهای صنفی این گروه از مسئولین صنفی پرستاری وجود دارد.

بعد اول شامل این تغییر رفتار در مدتی کوتاه بدون ایجاد اتفاق و یا تغییر ملموس در وضعیت حرفه ای جامعه پرستاری است.

بعد دوم، که می توان از طریق پاسخ به این پرسش به بیان شفاف تری دست یافت؛ به راستی آن همه قیل و قال، آن همه وعده وعید، تجمّعات زنجیره ای، ایجاد موج و تحریک اغلب گروه های نظام سلامت علیه گروه پر تلاش و زحمتکش پرستاری با هدف دستیابی به مطالبات پرستاری بود؟

اگر بود پس چرا هیچ تغییر ملموسی در وضعیت کاری ما ایجاد نشد؟

پس چرا نتیجه گزارش عملکرد سازمان صنفی که گذشته قدرتمندی داشته، در طی این دو سال صرفا به تعدادی درخواست جهت برگزاری جلسه، نهایتا به نامه نگاری و مکاتباتی بدون هیچ نتیجه با نمایندگان مجلس ختم می شود؟

از ظواهر اقدامات سازمان صنفی و خانه پرستار آن گونه که پیداست محدوده هدف گروه حاکم، و آنچه بیش از هر چیز در اولویت اقدامات این ارگان ها قرار دارد، بیشتر بر تخریب ا فراد متمرکز است تا دستیابی به مطالبات صنفی.

چرا که اگر هدف رفورم است، باید آرام، تدریجی و مسالمت آمیز باشد نه به صورت تغییر مواضع ناگهانی، بدون دلیل و بدون توجه به افکار عمومی. ر فورم اقدامی است با برنامه ریزی و نتیجه گیری مشخص، نقطه آغاز و پایانش کاملا شفاف و دست خوش تغییرات سیاسی اجتماعی نمی شود ، رویه ها تغییر نمی کند.

امید داریم که مسئولین سازمان صنفی ما بدانند، با تیغ بیستوری، با دسته بندی های پلاستیکی و با تخریب و تعویض افراد، چیزی تغییر نخواهد کرد و باید ضرورتا راه هایی غیر از آنچه تا کنون برگزیده اند را انتخاب کنند. هر قدر فرافکنی در این زمینه ادامه یابد، لکن راهی جز برقراری ارتباط با نخبگان و پیشگامان حرفه ای، وجود ندارد. راهی جز استفاده از استراتژی های خلاقانه نیست. علاوه بر اینکه تلاش در جهت آنچه از آن به عنوان همسازی اجتماعی یاد می شود از طریق حرکت در جهت رفع اختلافات از طریق پذیرفتن منافع بدنه پرستاری در کنار جنبه های شخصی، به عنوان یک راه حل کار ساز پیشنهاد می گردد. در این زمینه باید منافع جامعه پرستاری در اولویت قرار گیرد و منافع افراد به هیچ وجه مطرح نیست.

گذشته پرستاری می تواند همچون چراغی راه آینده را روشن کند. راه هایی که ما را به اهدافی همچون ایجاد ساختارهایی، چنین مستحکم رساند، استراتژی های طراحی شده توسط نخبگان حرفه ای، هنوز هم می تواند پاسخگوی نیازهای ما باشد. می توان از تمام آن استراتژی ها هنوز هم پیروی کرد و از نخبگان مشورت خواست.

متاسفانه با توجه به آنچه تا کنون هم اتفاق افتاده آن عطش دستیابی به جایگاه شورای عالی و ریاست سازمان تبدیل به سردرگمی بعد از وصول هدف که همان دستیابی به جایگاه های آرمانی، به دلیل بی هدفی و بی تدبیری، منجر به سردرگمی های بیشتر و عمیق تر شده است. آنها به اشتباه تصور می کردند جایگاه ریاست سازمان می تواند حلال مشکلات و مسائل پرستاری باشد. غافل از اینکه، فردی که در این جایگاه قرار می گیرد باید دارای وجاهت اجتماعی، قدرت مدیریت احساسات و کنترل عواطف، مهارت حل مسائل بخصوص در مواقع بحرانی باشد. افرادی که دارای هیجانات زیاد هستند و در مواقع خاص کنترل احساسات را از دست می دهند افراد مناسبی برای چنین جایگاه هایی نیستند، افراد با قدرت دوراندیشی، تفکر استراتژیک و توان تحلیل وضعیت با استفاده از ابزار های متداول می توانستند پرستاری را از وضعیت فعلی خارج کنند.

متاسفانه رهبران فعلی، با وعده های رنگی کارشان را آغاز کردند. تصور می کردند راه حل ها ساده است و اراده ای برای حل مشکلات نیست. آنها در خوشبینانه ترین حالت صرفا از سر بی تجربگی راه حل مشکلات پرستاری را بسیار ساده و دست یافتنی می پنداشتند و در ازا تمام سرخوردگی های اجتماعی، دشمنی خیالی برای پرستاری ساختند که گاه با تیغ بیستوری به جنگش دعوت شدیم گاه یار یکدیگر خوانده شدیم و این رویه همچنان ادامه دارد و به دلیل بی برنامگی راه را گم کردیم و باز سردرگمی های عمیق تر در پی آن نمایان شد و در نتیجه تضاد در نتایج حاصل شده در مقایسه با آنچه وعده داده شده بود… .

حتما داستان آن کبک معروف را شنیده اید که خیلی زیبا راه می‌رفت. همه پرندگان، مجذوب خرامان راه رفتن او بودند. وقتی کبک از دور دیده می‌شد، پرنده های دیگر دست از پرواز و جست و خیز بر می‌داشتند، روی شاخه‌ای می‌نشستند تا راه رفتن او را ببینند. در میان همه پرندگانی که از راه رفتن کبک خوشش می‌آمد، پرنده‌ای هم بود که فکرهای دیگری به سرش زده بود. این پرنده کسی جز کلاغ نبود. کلاغ می خواست جهت جلب تحسین دیگران، مانند کبک راه برود اما بر خلاف انتظارش با تمسخر دیگران مواجه شد و به هدفش نرسید. حتی وقتی تصمیم گرفت مانند گذشته راه برود باز هم نتوانست زیرا راه رفتن خود را نیز فراموش کرده بود. او هدف، استراتژی و برنامه هایش را فراموش کرده بود. او در نقش معینی که ایفا می کند و اهدافی که برای جامعه اطرافش ترسیم کرده دچار شکست و ناکامی شده است.

امیدوارم، نمایندگان جامعه پرستاری به آن درجه از بلوغ فکری رسیده باشند که پس از خواندن، صرفا پنج دقیقه، برای یافتن راهی جهت خلاصی از وضع موجود بیاندیشند.

که اگر هم نیاندیشند، پرستاری باز هم از آنان به عنوان اساتید یاد خواهد کرد، چرا که آنها به آیندگان خواهند آموخت پیروی نکردن از اصول اجتماعی، اصول رفتار حرفه ای و آنچه تجربه پیشینیان است، ما را به سرانجام نکویی نخواهد رساند./پرستار نیوز

یادداشت ارسالی مخاطب محترم “م. ج پرستار” به تحریریه پرستار نیوز


نوشته شده توسط:سردبیر .. - 2689 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 470
برچسب ها:
دیدگاه ها
یادداشت
گفتگو
گزارش
اخلاق پرستاری
جذب و استخدام
حوادث