دام کثیف پزشک ایرانی تحصیلکرده در آلمان برای خانم پرستار!

دسته: حوادث
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۹ اسفند ۱۳۹۶
دام کثیف پزشک ایرانی تحصیلکرده در آلمان برای خانم پرستار!

پزشک مرموز دام سیاهی برای خانم پرستار پهن کرده بود.

به گزارش پرستار نیوز ، دیگر آبرویی در محل برایم باقی نمانده است. وقتی همسرم با آن وضعیت ژولیده و چهره وحشتناکش به محل زندگی پدرم می آید و برای گرفتن مبلغی که بتواند با آن هزینه یک وعده مصرف مواد مخدرش را تأمین کند سر و صدا راه می اندازد دوست دارم زمین دهان باز کند و مرا ببلعد تا شاهد شکسته شدن غرور پدرم نباشم چرا که ۳ سال قبل پدرم با افتخار در بین همسایگان از دامادی سخن می گفت که در یکی از معتبرترین دانشگاه های خارجی درس می خواند اما اکنون…

زن جوان که کودک خردسالی را در آغوش داشت دادخواست طلاق را به مشاور کلانتری داد و در حالی که عنوان می کرد ازدواج شتاب زده و علاقه به گردش در خارج از کشور زندگی مرا به سوی نابودی کشاند به تشریح ماجرای ازدواجش پرداخت و گفت: سال آخر رشته پرستاری را در یکی از دانشگاه های معتبر کشور می گذراندم که «عرفان» به خواستگاری ام آمد.

واسطه این خواستگاری یکی از همسایگان قدیمی مان بود که ادعا می کرد شناخت کاملی از خانواده عرفان دارد. او چنان از وضعیت مالی و فرهنگی آن خانواده سخن می گفت که همه اطرافیانم ندیده ، شیفته آن خانواده شده بودند. به همین دلیل هم پدرم در شب خواستگاری سنگ تمام گذاشت و همه نوع امکانات سطح بالا را فراهم کرد. آن شب یکی از بهترین و رویایی ترین شب های زندگی ام بود چرا که در افکار و تصورات خودم، گشت و گذار در خارج از کشور را تجربه می کردم.

خانواده «عرفان» مدعی بودند او در رشته پزشکی و در آلمان تحصیل می کند. پدر و مادر من نیز بدون هیچ گونه تحقیقی به این خانواده اعتماد کردند و بدین ترتیب تنها چند روز بعد، مراسم ازدواج ما در یک باغ ویلایی بزرگ به طرز باشکوهی برگزار شد به طوری که همه فامیل تا چند روز از این جشن صحبت می کردند. این گونه بود که زندگی مشترک من و عرفان در طبقه دوم خانه پدرم آغاز شد. او مدعی بود پس از پایان تعطیلات به آلمان بازمی گردد.

اما ماه ها سپری می شد و عرفان با پول پدر من زندگی می کرد و از ادامه تحصیلش خبری نبود. تا این که روزی به طور اتفاقی یکی از دوستان عرفان به در منزلمان آمد و طلب مالی اش را درخواست کرد. آن جا بود که فهمیدم او تا به حال رنگ خارج از کشور را هم ندیده و به خاطر داشتن اعتیاد از دانشگاه داخل کشور اخراج شده است. آن روز تصمیم به طلاق گرفته بودم که متوجه شدم باردار هستم. از سوی دیگر نیز همه فامیل، عرفان را دکتر صدا می زدند و نمی خواستم غرور پدرم جریحه دار شود.

به همین خاطر سکوت کردم تا شاید عرفان راه درست زندگی را بیابد ولی او با گذشت ۳ سال از زندگی مشترکمان به یک معتاد Addicted کارتن خواب تبدیل شده و هر بار که در محله زندگیمان پیدایش می شود با کتک زدن من و تهدید به مرگ فرزندم مقداری پول از پدرم می گیرد و باز تا چند روز گم می شود. امروز که فهمیدم پدرم هم این رنج ها را به خاطر من تحمل می کند تصمیم گرفتم از عرفان طلاق بگیرم تا بتوانم…


نوشته شده توسط:سردبیر .. - 3491 مطلب
پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: 304
برچسب ها:
دیدگاه ها
یادداشت
گفتگو
گزارش
اخلاق پرستاری
جذب و استخدام
حوادث